حرف رفتن میزنی ...

خرید بک لینک
شب جمعه است هوای حرمت کردم آه تو کجا و حرم و حال منِ روی سیاهتشنه ی روضه و اشکم فتقبل منّابه فدای لب عطشان تو یا ثارالله چقدر گریه طلب دارم از این چشمانم چقدر اشک بر این غربت ما هست گواهروزگاری است که بر روضه پناه آوردیم مدتی حیف دگر هیچ نداریم پناه آنقدر غصه به دل هست کز آن جا دارد که برم هر شب از احوال خودم سر در چاه نوکر از نوکری هیئت تو نوکر شدامر کن ! دم بزنم ، چای بریزم ای شاه حلقه ی سینه زنی بود که پاگیرم کردکوچه ی سینه زنی بود مرا چشم به راهوسط شور دم از باز دم نوکر بودبه گمانم که میاندار علی اکبر بود  حرف رفتن میزنی ......

ما را در سایت حرف رفتن میزنی ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 81 تاريخ: شنبه 25 تير 1401 ساعت: 2:50

بوی'>بوی هیئت ، بوی روضه ، کوچه ی سینه زنینوحه ی پر شور و زیبای " حسین عشق منی "سوز و بغض و گریه و ذکر حسین یالیتنی ...کوی و برزن پر ز عطر خاطرات ماندنیفصل حزن عاشقان و بانگ ماتم می رسدآی خیل شیعیان ... دارد محرم می رسددست در دست نسیم یاد ایّام عتیقغرقِ در دریای فکر کودکی هایم عمیقیادم آمد پاک بودم پاک مانند عقیقبا حسین فاطمه بیش از همه بودم رفیقخواب دیدم کربلا را مست تعبیرش شدماز همان روز ازل گویا نمک گیرش شدمدر دلم طوفان وصلی شور برپا می کنددیده را در نهضت اش غرق تمنّا می کندعشق گویا رنگ و بویی تازه پیدا می کندقطره اشکی بی ریا دل را مُصفّا می کندشکر می گویم خدا را تا گدای این درمتا ابد بر آستانش سر به سجده می برمگرم هیئت ، مست روضه ، غرق شور و همهمهروز و شب ، هفته به هفته ، ماه ها بی واهمهعشق بازی با تو کردم سال ها مثل همهدلخوش این ماجرا بودم عزیز فاطمهناگهان بزم و بساط عاشقی برچیده شدنسخه ی هیئت ... بماند ماجرا ، پیچیده شدروضه ها تعطیل یا هیئت مجازی می شودبا یقین و باور افراد بازی می شودرفتنِ در انزوا فرهنگ سازی می شوداز نماز با جماعت بی نیازی می شوداز دل ارحام اُمّت ، از قضا رفته صلهتا گرفتیم عاقبت بی پرده با هم فاصلهقدر نعمت را ندانستیم و رحمت نیز همیا که رحمت رفته از اوقات و نعمت نیز همحسرت این روضه ها حتی به زحمت نیز هممی رسد تعبیر خیلی ها به قسمت نیز هممی کند تفسیر هر کس باب میل خود ولی ...ما گره خوردیم در بند حسین ابن علی (ع)سائلا ! دلشوره ی رزق محرم دارم وعقده ی هیئت ، توسل ، اشکِ با هم دارم وغصه ی سینه زنی با شورِ توام دارم وحسرت شال عزا و رخت ماتم دارم واربعین ، پای پیاده تا حرم ... یادش بخیر آه ... شوق دیدن شاه کرم ... یادش بخیر حرف رفتن میزنی ......

ما را در سایت حرف رفتن میزنی ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: شنبه 25 تير 1401 ساعت: 2:50

وقتی که خبر رسید مهمانی شد عالم همه انگار چراغانی شد در جشن تولد تو ای شاه رئوف خوشبخت جهان شیعه ی ایرانی شد حرف رفتن میزنی ......

ما را در سایت حرف رفتن میزنی ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 78 تاريخ: شنبه 25 تير 1401 ساعت: 2:50

صفحه بندی